تبليغاتX
ای کاش...

میدانم که باید از بهار بگویم و از تولد و عید خوب اینهارو که میگم مگه غیر از عیدو تولده. چیزی به روزهای آخر سال 85 باقی نمونده باید با عید امسال متولد شویم .بازی های جدی و جدی های بازی رو کنار بگذاریم .بیايم در سال نو ،نو فکر کنیم در سال جدید تجملات برامون یه اصل و معنویات فرع نباشه،پست ،جا ومقام برامون بالاتراز ارزشهای انسانی نباشه تحصیلات تحصیلاتی که اولین سئوال هر آشنایی شده (تحصیلاته عالیه دارید؟!)بالا باشه اما عاطفه هامون به اندازه یه بچه سال پنج ابتدای که براش لباس داشتن يا نداشتن همكلاسيش هم مهمه نباشه وتسهیلات....تو این زمونه حدودا دیگه همه مون دسترسی به تلفن و موبایلو اینترنتو و... رو داریم اما چرا تو فاتحه ها شاید عروسی ها اونم اگه وسطش لج بازی نشو و قهر نکینم و نریم و گاهی همین بهانه در راه دید بازدید عید باشه که از حال هم با خبر شیم .چرا این همه وقت ، سرمایه میزاریم و برای خونه هامون پزیرایی های بزرگ می سازیم در حالی که مهمون نداریم خونه هامون بزرگ شده اما خونواده هامون کوچیک ای کاش .. هر کدوممون یه اتاق جدا گانه مختص به خودمون نداشتیم و همه زیر یه کرسی که سفره هفت سین روش چیده شده عیدومونو جشن می گرفتیم بیایم در سال نو دشمنی ها رو کنار بگذرایم آره کینه ازمادر ،پدر،خواهر ،اقوام آره ما ، منو تو این کینه هارو داریم اون زمون دشمن یه غریبه بود یه بیگانه اما امروز شاید بشه گفت مادر،همون مادری که این همه از محبت مادرونش میگن دشمنه .به نظر شما مادری که گوشتو پوستو خون خودشو تو ماه های اول زندگیش کورتاژمیکنه آیا دشمنی در حق اون بچه نیست حالا به هر دلیلی .بیایم سال تازه رو بدون این ..... شروع کنیم .وحرفه اولموآخرمیزنم هروسیله ای یه سازنده ویه دفترچه راهنما داره بیایم این سازنده ودفترچه راهنمای خودمون رو هیچ وقت فراموش نکنیم ،آره منظورم خدا وهمون دفتر چه راهنمایی ما قرآنه.

سالی بهِ از این سالها رو برای تک تکتون آرزو میکنم .

با تشکر سعید نگاشته شده مورخ۲۷/۱۲/۸۵ ساعت 1/27 با مداد

+ نوشته شده در یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 18:18 توسط سعید و ملیحه |