تبليغاتX
ای کاش...

چندان که تو از من ، من از این زندگی سیرم
تنها امید زندگیم این است : می میرم...

دل گیر از انسان ها ، سرازیر خیابان ها

من شکل امروزین اندوه اساطیرم

هم از زمین رانده ، هم از پرواز جا مانده
فوٌاره ای هستم که تردید است تقدیرم

تا سنگ دل بودم ، به روی قلٌه جایم بود
اینک که رودی گشته ام جوشان ، سرازیرم

... ای کاش گنجشکی ، کلاغی ، سهره ای بودم
من غصٌه ام این است : شاهینی زمین گیرم...

(سیاه قلم)

+ نوشته شده در دوشنبه 15 آبان1385ساعت 20:5 توسط سعید و ملیحه |

به من مي گفت :

 آنقدردوستت دارم كه اگربگويي بمير مي ميرم . . . باورم نمي شد. ..

فقط يك امتحان ساده بود به او گفتم بمير . . . !

سالهاست در تنهايي به سرمي برم

كاش امتحانش نمي كردم ......؟!

 

+ نوشته شده در دوشنبه 15 آبان1385ساعت 20:1 توسط سعید و ملیحه |