كاش كسي بود امشب با من كمي قدم ميزد... كمي شعر ميخواند و كمي حرف
ميزد.. و من برايش درد و دل مي كردم و برايش اشك مي ريختم.. كاش كسي بود
امشب و من برايش چاي ميريختم و او با لبخندي و نگاهي برايم دست تكان
ميداد.... كاش كسي بود امشب
...
به نام او که عشق را در تقدير من قرار داد.به خدا التماس کردم تا چرخ روزگار را بر
وفق مراد تو بچرخاند ، تا الهه عشق از حمايت ما روي برنگرداند. من درياو ستاره،
آسمان و زمين را به حرمت شکوه عشق تو تقديس مي کنم . مرا مي خواستي تا
پيش مردم تو را الهام بخش خويش خوانم ، من تو را به خلوت خدايي خيال خود
بهترين بهترين من خطاب مي کنم. دلم مي خواست باورم کني ، اما نشد . گفتم
دوستت دارم باور نکردي. در اين شبهاي پر از سکوت ، در اين روزهاي گرم و طاقت
فرسا تنهايم نگذار. کاش مي دانستي که با من چه کردي ، کاش مي دانستي که
صداي گرم تو چگونه مرا آرام مي کند. کاش مي دانستي که نگاه مهربانت چگونه دلم
را به آتش مي کشد. کاش مي دانستي که طنين دلنواز صدايت چگونه مرا مسحور
خويش مي کند، کاش مي دانستي.......... دلم مي خواهد در اين شب با اين
سکوت سخت با مهتاب چشمانت حرف يزنم. دلم مي خواهد آسمان با تمام
ستارگانش با من همراه شوند تا عشق تو را در تمام زمين با نفس بادها جار بزنم
.کاش مي دانستي که چقدر کاش....


گفتگو با خدا
inteview
with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم
.خدا گفت
:پس می خواهی با من گفتگو کنی؟
گفتم :اگر وقت داشته باشید
.خدا لبخند زد،
وقت من ابدی ست
.چه سئوالی در ذهن داری، که می خواهی از من بپرسی؟
چه چیز بیش لز همه شمارا در مورد انسان متعجب می کند؟
خدا پاسخ داد
...این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند
.عجله دارند که زود تر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند
.این که سلامت شان را صرف به دست آوردن پول می کنند وبعد پول شان را خرج حفظ سلامتی می کنند
.این که با نگرانی نسبت به اینده زمان حال فراموش شان می شود
.آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند ونه در حال
.این که چنان زندگی می کنند که گویی هر گز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هر گز نبودند
.خداوند دست های مرا گرفت و مدتی هر دو سا کت ماندیم
.بعد پرسید
...به عنوان خالق انسان ها،می خواهید آنها چه درس های از زندگی یاد بگیرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد،
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن کرد
.اما میتوان محبوب دیگران شد
.یاد بگیرندکه خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند
.یا د بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد ،بلکه کسی ثروتمند استکه نیاز کم تر دارد
.یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه میتوانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داری ، ایجاد کنیم و سال ها و قت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد
.با بخشیدن،بخشش یاد بگیرند
.یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند
.یاد بگیرندکه می شود دو نفر به یک چیز واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند
.یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند
.و یاد بگیرند که من این جا هستم
.همیشه
always